۸:۴۹:۲۵ - شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۶
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
مجاهدت ۴۵ ساله مادر پرستار درنگهداری از ۳معلول در لنده+تصاویر
مجاهدت ۴۵ ساله مادر پرستار درنگهداری از ۳معلول در لنده+تصاویر
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: هر کس برای بر آوردن نیاز بیماری بکوشد، چه آن را برآورده سازد و چه نسازد، مانند روزی که از مادرش زاده شد، از گناهانش پاک می شود. به همین خاطر امروز به سراغ مادری رفتیم که بیش از ۴۵ سال است پرستار سه معلول است […]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: هر کس برای بر آوردن نیاز بیماری بکوشد، چه آن را برآورده سازد و چه نسازد، مانند روزی که از مادرش زاده شد، از گناهانش پاک می شود.

به همین خاطر امروز به سراغ مادری رفتیم که بیش از ۴۵ سال است پرستار سه معلول است و در این سال ها تلخی ها و شیرینی های بسیاری را تجربه کرده است را به تصویر بکشیم .

شاید از اگر گذرتان به خیابان شهید مطهری (موگرمون) افتاده باشد همیشه معلولانی را می بینیم که جلوی درب خانه خود زیر درختی کاجی که هم سن آنان است همنشین شدند و سال ها است که راز های خود را با او تقسم می کنند و گاهی نیز درخت در مقابل تنها پرستار آنان یعنی مادرشان سرتعظیم فرود می آورد چرا که مادر پرستار این درخت نیز هست و روزانه آن را هم آبیاری می کند.

مشهدی شمسی تاتا پرستاری است که بیش از ۵۶بهار زندگی اش را وقت تیمار و پرستاری از سه فرزند معلولش کرده است و در این سال ها گیسوان خود را همانند برف کوه های سفید و سیاه سفید کرده و است و قامت خویش را در برابر پرستاری از سه فرزند معلولش خمیده است.

این مادر اسوه سال های سال است که در حسرت و آه زندگی می کند و گویی این مشیت الهی با سرنوشت آن رقم خورده است و چین های صورتش را با همین دردها چندین برابر کرده است.

مشهدی شمسی ۴۵سال است که پرستار شهریار۶۵ساله، معصومه ۳۷ساله و رسول۳۰ ساله است و این در حالی است که دو فرزند معلول دیگرش هم سال ها است که هم آغوش خاک شدند.

سال های سال است که مادر با گریه فرزندانش می گرید و با لبخند آنان تنها تبسمی می زند و دائما دست به سوی باری تعالی دراز می کند و حمد ثنای به جای می آورد.

شهریار از دلبستگی خود به مادرش گفت: مادرم را بیشتر از همه کسانی که می شناسم دوست دارم و رسول نیز در تائید حرف های برابر بزرگترش با لبخندهای زیبای خود تائید می کرد و می گفت: من هم مادرم را دوست دارم.

شهریار بار دیگر با حالتی حزن انگیز گفت: تنها امیدم و پناه ما فقط مادرمان است و بس.

اما مشهدی شمسی در ادامه این گفت و گو ما را به دیدار معصومه ای برد که دومین فرزند معلول خانواده بود و ۳۷بهار زندگی اش را طی کرده بود.

معصومه بانگاهی غم انگیز و به پاس سال ها تلاش تنها پرستار خود قطره اشکی از گوشه چشمانش سرازیر شد و با زبان بی زبانی از مجاهدت بی مثال مادر قدردانی می کرد.

این پرستار و اسوه صبر مردمان دیار اولین ها با چنان شور و حالی از این سه فرزند معلول خود در ای ۴۵سال مراقبت کرده است که زمانی که پای رسول شکست چندین بار از هوش رفت و به امید پرستاری از آنان دوباره به هوش آمد.

مادر از سختی ها کمتر می گفت چون در ۵۷سال گذشته آن چنان دلش سرشار از داغ بود که به یاد قطعه شعری از فردوسی افتادیم که گفت: تو با داغ دل چند پویی همی/که رخ را بخوناب شویی همی.

به هرحال بیش از ۴۵ سال است که مشهدی شمسی با الگو گیری از حضرت زینب کبری(س) و با مجاهدت کم نظیر خود پرستار سه جوانی است که همه عمر خود را برای پرستاری از آنان گذاشته است و باید به این اسوه صبر واقعاً خدا قوتی جانانه گفت.

[ad_2]

Source link




تبليغات
بانک پاسارگاد